Tuesday, February 26, 2013

I want to unfold

I want to unfold. Nowhere I wish to stay crooked, bent; for there I would be dishonest, untrue.  
Rainer Maria Rilke

راحته فراموش کردنِ عشقی که از پی سال‌ها به دنیا اومده، 
راحته بین این همه چهره‌ی جدید که هر روز می‌بینیم فراموش کردنِ چهره‌های قدیمی،
فراموشی میوه‌ی دنیای امروزه.

از دنیای امروز شاکی‌ام.
سال‌های آغازین جوانی که سپری می‌شن دنیا مجبورت می‌کنه خودت رو تنگ‌تر و تنگ‌تر کنی.
مجبور می‌شی دوست داشتن‌هات رو روی کاغذ به ثبت برسونی،
و ثانیه‌شماری کنی برای زمانی که به میل خودت می‌تاختی و می‌تاختی.
و حسرت بخوری.
حسرت یگانه خدای سرزمین خودت بودن رو.
باید خودت رو توی هزاران چین و تای کاغذهای مچاله جا بدی. 

سن که رفت بالا، کم‌کم یاد می‌گیری درتو بذاری و بری.
من نمی‌خوام درمو بذارم.
نمی‌ذارم.
من نمی‌رم.
همین‌جا هستم.
خاری در چشم شما.

 

designer : www.bloggeruniversity.blogspot.com