Saturday, January 19, 2013

باغ‌تر از من

زندگی ما باغی بود. باغی چهارفصل. باغی با دیوارهای کاهگلی سوراخ‌سوراخ. گاهی از پشت دیوارهای باغ مردی به درون زل می‌زد. با نگاهمون دنبالش می‌کردیم. مرد می‌ترسید در می‌رفت.
زندگی ما باغ بی‌باغبانی بود. پر از گیاهان خودرو. از هر گوشه‌ی باغ بوته‌ای سبز شده بود.
و یک بار یک باغبان سخت‌گیرِ پیر، یک باغبان با دستانی پر از خیال.
باغبان دمی بیشتر تاب نیاورد. در اون باغ بی‌قانون. لابلای اون علف‌های هرز. اون برگ‌های خودرو.
ما که رنگ رو دیده بودیم، رنگ چهار فصل رو. رنگ بی‌رنگی رو هم.
ما تک‌رنگ نمی‌شدیم. رنگ‌ها مال ما بودن. جزئی از وجودمون.
زندگی ما باغی بود که هنوز پابرجاست اما به عشق ما نیاز داره.

 

designer : www.bloggeruniversity.blogspot.com