Monday, October 15, 2012

ضحاک

دارم شاهنامه می‌خونم. ترجمه‌ی دیک دیویس به انگلیسی. بیشترش به نثر هست و یه کمی‌ش به نظم. 

در همین حین و بین یک مکالمه‌ی بچگانه‌ای بین من و خواهرم در می‌گیره. اغلب زیاد از این‌جور مکالمات بچگانه داریم و مثلاً هر دفعه یکی‌مون بچه می‌شه و خودش رو لوس می‌کنه و از همین مسخره‌بازی‌های خواهرانه که اگر پسر باشید درک نمی‌کنید. 

خواهرم بهم می‌گه: ای بی‌عقل. تو کله‌ت چیه؟ 
بهش می‌گم: مغز. 
می‌گه: از کجا آوردی‌ش؟ 
می‌گم: ضحاک دو نفرو کشت مغزشون رو خورد و یه ذره از هر کدوم رو هم به من داد. 

همچین تأثیری روم می‌گذاره مطالعات کلاسیکم!

راستی، سنت قشنگ مغزخواری ما ایرانی‌ها از شاهنامه نشأت می‌گیره؟ از اونجاست که یاد گرفتیم مغز گوسفندها رو بخوریم؟ آخه ضحاک هم بعد از یک مدت به جای این که هر شب مغز دو تا آدم رو بخوره، هر شب مغز یک آدم و یک گوسفند رو به خوردش می‌دن.

 

designer : www.bloggeruniversity.blogspot.com