Tuesday, November 16, 2010

شعر سخت

زبان شعر گفتن به فارسی خیلی سخت‌تر از زبان شعر گفتن به انگلیسی هست. اگر بخوای به فارسی شعرهای خوبی بگی باید مثل اخوان ثالث باشی، باید به همون خوبی مسلط به همه ی فنون شعر فارسی باشی.
اما برای شعر گفتن به انگلیسی به این همه مهارت احتیاجی نیست. انگار زبان اونها آسون‌تر هست. اونا هم فردوسی‌های خودشون رو دارن که زبان قدیمی اسطوره‌ای داشته باشن، من از اونا به تنهایی حرف نمی‌زنم. انگلیسی مدرن رو در نظر بگیرید اصلاَ.
می‌شه به فارسی مدرن شعر گفت، اما می‌شی یک شاعر تقلیدی که فکر می‌کنه اگر مدام از گل‌واژه‌های باران و مهتاب و پدیده‌های روستایی استفاده کنه می‌شه مثل سهراب یا نیما.

شعر گفتن به فارسی سخته. من بلد نیستم. کمتر هم خوندم شعر به فارسی، کمتر در معرض‌ش بودم به طور جدی.

واقعاَ زبان‌ها با هم نه فقط در آواها و حروف و دستور فرق دارن، بلکه در یک بعد خیلی خیلی عمیق دیگه‌ای هم با همدیگه فرق دارن که از وصفش عاجزم. اما هر چیزی که هست، این بعد باعث می‌شه من احساس کنم فارسی خیلی زبان عمیق‌تری هست نسبت به انگلیسی و احساس کنم برای این که به قعرش برسی باید خیلی زیادتر از این حرفها زور بزنی؛ به سادگی تایپ کردن نیست، به سادگی خودکار روی کاغذ گذاشتن نیست.

برای همینه که به فارسی کم شعر می گم؛ نه‌این‌که ارزش زبان فارسی در نظرم پایین تر باشه: برای این که هیچ وقت مثل فردوسی نمیشم، یا مثل سهراب، یا مثل اخوان ثالث.

 

designer : www.bloggeruniversity.blogspot.com