Wednesday, March 3, 2010

رویای عوض کردن دنیا

وقتی که بچه‌سال بودم تصور می‌کردم یک روزی می‌تونم انقدر توی دنیا مطرح بشم که همه نظرشون رو نسبت به ایرانی‌ها\خاورمیانه‌ای‌ها تغییر بدن به خاطر من و دوزاری‌شون بیفته که ما هم در فرهنگ\هنر\سواد ازشون کم نداریم. الان که کمی جهان‌بینی‌م گسترده‌تر شده می‌بینم که خیلی بیشتر از ”یک انسان“ لازم هست برای به وجود آوردن این تغییر در نگاه دنیا بهمون. نمی‌دونم چرا وقتی بچه‌سال بودم عقلم نمی‌رسید. چرا وقتی بهم می‌گفتن تو نمی‌تونی دنیا رو عوض کنی، بهم برمی‌خورد و فکر می‌کردم که این ”من“ هستم که چیزی کم دارم که نمی‌تونم دست‌تنها دنیا رو تغییر بدم. نمی‌دونم چرا هیچ‌کس ننشست برام توضیح بده که تو مشکلی نداری، فقط این قضیه انقدر پیچیده و وسیع هست که تو به تنهایی فقط می‌تونی یک پیچ رو سفت کنی، می‌تونی یک میخ رو بکوبی زمین.
یادم باشه برای بچه‌م از همون اول خیلی روشن توضیح بدم که هرگز نخواهد تونست کل دنیا رو عوض کنه و از همون اول زندگی به جای این خیال‌بافی‌ها بشینه فکر کنه که سهم‌ش رو کجا می‌تونه ارائه کنه.

 

designer : www.bloggeruniversity.blogspot.com