Friday, October 24, 2008

دلم می‌خواد زودتر بزرگ بشم بتونم زندگی‌نامه‌ی خودم رو بنویسم با یه لحن ِ تک و عجیب‌غریب و توش از همه‌ی بلایایی که به سرم اومد و همه‌ی بلاهایی که به سر بقیه آوردم بنویسم؛ یه جاهایی یک چیزهای خیلی کسل‌کننده‌ای رو جذاب جلوه بدم و یک چیزهای خیلی حسرت ‌برانگیزی رو، عادّی. خلاصه طوری‌که کونِ مردم پاره شه وقتی می‌خوننش. حالشون گرفته شه حسابی. بگن عجب گوهر گرانبهایی رو از دست دادیم.
یک عالمه هم وصیت دارم که وقتی مُردم چطوری برام یادبود بگیرید و چه شعرایی بخونید سر ِ قبرم و چه آهنگ‌هایی بذارید و چه خوراکی‌هایی بدید (قرمه‌سبزی و چیپس رو از قلم نندازید خواهشاً.)

 

designer : www.bloggeruniversity.blogspot.com