Friday, January 18, 2008

آن‌جا در فرانسه معشوقه‌ي شوهر ِ مرده‌ات را پيدا مي‌کني همراه ِ بچه‌ي درون شکم‌اش؛ و زندگي هم‌چنان جريان دارد. شغل‌ات در زندگي هيچ است و مادرت اين را قبول مي‌کند. فاحشه‌اي در طبقه‌ي پائين زندگي مي‌کند و تو در کنارش با مسالمت زندگي مي‌کني و هنگام ِ ناراحتي‌اش به پيش‌اش مي‌روي. خانه‌ي شوهرت را به بچه‌اي مي‌بخشي که معشوقه‌اش از او در شکم دارد. موسيقي ِ ناتمام ِ شوهرت را مردي ديگر به پايان مي‌برد. آن‌جا در فرانسه دنيا به آخر مي‌رسد و دوباره شروع مي‌شود.
این‌جا در ایران تو هرگز زندگی‌ای شروع نکرده‌ای که بخواهی به آخر برسانیش. دیگران برایت زندگی می‌کنند.
و بعد روزی می‌آید که به همه‌چیز پی می‌بری.
و می‌خواهی ببُری از این‌همه تحکّم و به‌ دل‌خواهِ دیگران زندگی کردن.

Le Bleu

 

designer : www.bloggeruniversity.blogspot.com