Monday, December 24, 2007

دنیای من یه‌وری بود، یعنی به یک سمت خاصی کج بود، بعد الآن باز داره یه‌وری می‌شه، ولی یه جور یه‌وری دیگه‌ای. حالا چه فرقی می‌کنه کدوم وری بشه؟ به هر حال یه‌وریه. باید سعی کرد و جهد بلیغ نمود تا صاف شود (ستی‌علیه‌السلام).
ولی شما کل دنیا رو بگرد، کدوم خیابونی کاملاً صافه؟ حتی خدا هم با این صاف بودن مشکل داشته و زمین رو کج‌ و معوج به وجود آورده. پس از من و شما چه انتظاری می‌ره؟ جز این که ما هم به این یه‌وری بودن خودمون ادامه بدیم.. که اتفاقاً خیلی هم هیجان‌انگیزه و مایه‌ی تفریح و تنوع.

Saturday, December 22, 2007



To RED

What we expect
We expect to see a garden of rose
We see a barren field, frozen, frosty;
Expect the barren field,
Frozen, frosty,
And you will see the red garden of rose.



Poetry is not reality
It is beauty
In its deformest forms;
We don't need reality,
We meet it each and every day
We need the unseen, untouched, undone.

تو این دنیا هیچ‌وقت هیچ‌ چیزی کاملاً از آن ِ تو نیست
جز
اون لحظه‌ای که شروع می‌کنی به نشنیدن یک آهنگ
وقتی انقدر گوش دادی‌ش که دیگه نمی‌شنوی‌ش... شده جزئی از وجود خودت.

Tuesday, December 11, 2007

بعضی چیزها هستند که در همین جهان به درک می‌روند. (دقت کنید، به درک ِ واقع در همین جهان، و نه درک ِ اون دنیا)

 

designer : www.bloggeruniversity.blogspot.com