Tuesday, October 2, 2007

اطاعت

با کسی که دوستش می‌دارم می‌توانم در خرابه‌ای زندگی کنم و شاد باشم.
در بهترین مکان‌ها هم، نبود ِ بهترین آدم‌ها رنجم داده.


وطن من اما به اندازه‌ی تمام ِ ایران نیست، حتی به اندازه‌ی همه‌ی تهران هم نیست. چطور شیفته باشم آن خیابان‌هایی را که وقتی ازشان رد می‌شده‌ام آزار فیزیکی یا غیرفیزیکی دیده‌ام از دست و چشم و زبان مردمانش؟ وطن من به اندازه‌ی فضایی‌ست که آن آدم‌هایی اشغال می‌کنند که برایم خاطره‌های خوب بر جای گذاشته‌اند. وطن من کوچک و بزرگ می‌شود، وطن من همه‌جا می‌رود، همراه خودم، تا آن هنگام که زنده‌ام وطنم با من است و از من دست نمی‌کشد.
وطن من، در ذهن من است. وطن من اگر قرار بود ایران باشد، آن "ایران"ی نبود که در این هجده سال دیده‌ام، وطن من آن "ایران" ِ ساخته و پرداخته‌ی ذهن وهمی‌ام می‌بود. و آن "ایران" ِ ساخته و پرداخته‌ی ذهن وهمی‌ام، معیارهایش را از ایرانی که در آن راه می‌روم ندارد تنها، بلکه معیارهایی از سراسر جهان دارد.
وابستگی‌هایم به این کشور را انکار نمی‌کنم، می‌دانم اگر روزی آن را به قصد اقامت در کشوری دیگر ترک کنم، اشک‌ها مجالم نخواهند داد. اما در این دنیای مخوف که همه را نمی‌شود دوست دانست، چرا انتخاب‌هایم را محدود به همین چند ده میلیون آدم کنم؟ در یک جامعه‌ی بزرگتر که همان جهان باشد، حتماً شانس‌های افزون‌تری خواهم داشت. دریغ نمی‌کنم از خودم چنین چیزی را.
من زاده‌ی قرن بیستم هستم، در خانواده‌ای که مثل آن بقیه نبود، و همیشه‌ی دنیا ارتباطش با آن‌وری‌ها (نویسندگان و متفکران و قشر ِ بافرهنگ که در کشورهای دیگر بیشتر خود را نشان داده‌اند تاکنون) بهتر بود، آمریکا دشمنش نبود (آن‌طور که اخیراً دیده‌ام بعضی از ته دل می‌پندارند!) به زبان به عنوان ابزار کشف آدم‌های دوست‌داشتنی‌تر نگاه می‌کنم، که اغنایم می‌کند با شکوهش، که هر چه بیشتر از تنوع آن مطلع می‌شوم هیجان‌زده‌تر می‌شوم، با تمام ِ مردم دنیا که ساکن کتاب‌هایند طرح دوستی ابدی ریخته‌ام و عاشقشان شده‌ام. چطور بگویم ایرانی‌ها یک چیز دیگرند؟ یک چیز دیگر همیشه در میان همه‌ی جوامع وجود دارد، و من به دنبال آن "یک چیز دیگر"ها حاضرم همه‌ی دنیا را زیر پا بگذارم.
برای من وطن به اندازه‌ی همه‌ی خاک‌ها و آب‌های دنیاست، که به اندازه‌ی فضایی که آدم‌هایی که دوستشان می‌دارم اشغال می‌کنند، کوچک می‌شود.
وطن من حتی در شعرهایم خلاصه می‌شود. می‌توانم همه‌ی آن‌هایی را که دوست دارم ساکنین ابدی سرزمین شعرهایم کنم، سرزمینی که با جنگ هم خراب نمی‌شود، و زندگانی‌ای که با یک بمب پایان نمی‌پذیرد.

 

designer : www.bloggeruniversity.blogspot.com