Sunday, August 26, 2007



"To You"
By Walt Whitman

LET us twain walk aside from the rest;
Now we are together privately, do you discard ceremony,
Come! vouchsafe to me what has yet been vouchsafed to none—Tell me the whole story,
Tell me what you would not tell your brother, wife, husband, or physician.



یک ترجمه‌ی دم‌دستی به احترام همه:

"به تو"
والت ویتمن

بیا هردو از دیگران کناره بگیریم
اکنون با هم هستیم، در خلوت، آیا از تعارفات خود را رهانیدی
بیا! به من چیزی را ببخش که هرگز به کسی نبخشیده‌ای
تمام قصه را برای من بگو
به من چیزی را بگو که نه به برادرت، نه به زنت، نه به شوهرت، نه به دکترت، نمی‌گفتی.


اول که می‌خوندم فکر می‌کردم مخاطبش معشوقش هست. ولی خطر آخر تازه فهمیدم که نه، با خودمه، خود ِ خواننده‌م. عاشق شعرهایی هستم که با خواننده‌شون صحبت می‌کنن. مخصوصاً این یکی که دیگه یه پوئن مثبتِ خیلی کولاک هم داره، همون چیزی که من دوست دارم با شعرهام به آدم‌ها بدم: تسکین بخشیدن ِ تسکین‌ناپذیران.
اون قسمتش که می‌گه "آیا از تعارفات خود را رهانیدی" رو خیلی دوست دارم. دقیقاً شرایط انسان ِ مدرن [به جز اون قشر خاص که در بطن همین تعارفات زندگی می‌کنن و خوش هستن]. دور شدن ِ لحظه به لحظه از آدم‌های دیگه، اتفاقیه که داره میفته. اما من در این دور شدن، نزدیک شدنی هم می‌بینم. وقتی همه‌مون از هم دور می‌شیم و پناهی پیدا نمی‌کنیم، زوایایی از ذهنمون به هم نزدیک می‌شه، که عمراً زمان پدربزرگ مادربزرگهامون همچین چیزی رخ داده باشه. در ضمن من اعتقادی به اون "نزدیکی قبیله‌ای" ندارم. اون "دوستی ابتدایی". به نظرم دوستی چیزیه که رشد می‌کنه. اوایل فکر می‌کردم اگر عاشق کسی بشی دیگه آخرشه. ولی این‌جوری نیست. روابط انسانی تغییر می‌کنن، جلو و عقب می‌رن. محو می‌شن. متولد می‌شن. منظورم اینه که این که قدیمیا خیلی با هم رفت‌ و آمد داشتن و هر روز شام و ناهار خونه‌ی همدیگه بودن، معیار ما نیست. کسی نمی‌تونه ادعا کنه اون دوستی‌ها که اغلب بر پایه‌ی یک "آش‌ خوردن" و "تنها نبودن وقتی که آقاهای خونه دنبال یه لقمه نونشون بودن" بوده، بهتر از دوستی‌های حالاست که بر پایه‌ی این‌ها نیست (یه سری‌ها هنوزم هست).
چه ربطی به شعر ویتمن داشت حالا؟
خب، این نوع دوستی، دوستی یک شاعر با خواننده‌ش، دقیقاً همین مدل دوستیه.
آیا من هم می‌تونم یک روز مثل ویتمن، برای کسی دوستی ابدی باشم؟

 

designer : www.bloggeruniversity.blogspot.com