Sunday, July 1, 2007

[ساعت 10 و نیم شب]
زززززینگ ... زززززززینگ ...
مادر نرگس: وای یعنی کی می‌تونه باشه این وقت شب؟
نرگس: نمی‌دونم مادرجون. [صورت نرگس از ترس زرد شده.]
مادر نرگس: بذار برم ببینم کیه.
نرگس: نه مادرجون شما بشین من می‌رم جواب می‌دم...
الو؟
- ...
الو؟ الو بفرمایید! بفرمایید.. بله؟ [صدا نمیاد مادر جون!]
- ...
بله؟ صداتون رو نمی‌شنوم اگه ممکنه بلندتر حرف بزنید!
- ...
[گوشی را می‌گذارد سر جایش.]
مادر نرگس: کی بود نرگس؟
نرگس: نمی‌دونم مادرجون! احتمالا مزاحم بوده.
مادر نرگس: ما مزاحم نداشتیم که! یعنی چه؟ یعنی کی بوده با ما کار داشته این وقت شب؟

 

designer : www.bloggeruniversity.blogspot.com