Saturday, May 26, 2007

مخترع بزرگ با لحاف و بالشش

یادم باشه اگر روزی از تختم کوچ کردم، بالش و لحافمو ببرم. مسافت چقدره و حالا کجا می ری اصلا مهم نیست. حتی اگه یه مسافرت یه روزه به خونه خاله باشه هم باید بالشمو ببرم. چون بیشتر از هر چیزی توی خونه مون دلم برای تخت خوابم تنگ می شه. برای خنکایی که داره، وقتی که چند ساعتی هست روش نخوابیدم.
از امروز دیگه بزرگ شدم و دیگه هر کی بهم بگه بچه مدرسه ای، تهمت زده! البته با توجه به پاراگراف بالا حتما عقیده شما جز اینه.
احساس می کنم توی یکی از این عکسایی که امسال از دخترای بدحجاب گرفتن ، دوست پارسالمو می بینم. باید بهش زنگ بزنم ببینم خودشه یا نه. عکس از زاویه ای نیست که بتونم با قاطعیت بگم خودشه، اما از همون زاویه ای که هست، دماغ و چونه ش خودشونو نشون می دن.


تا حالا تو هیچ کدوم از بازی های وبلاگی شرکت نکردم اما این یکی بدجوری چشمک می زنه! من رو جودی ابوت دعوت کرده. جونم براتون بگه که چرا نشستید بقیه بازی اختراع کنن شما توش شرکت کنید؟ بیاید خودتون بازی اختراع کنید بقیه رو دعوت کنید توش شرکت کنن. [این بازی بزرگ اختراع شاهکار سر هرمس مارانای کبیر است]



اول: تا حالا چند تا کتاب خوانده اید؟ گزینه صحیح را انتخاب کرده و سپس به طور کامل جلویش اسم هرچندتا که هستند را بنویسید.
1) یه دونه 2) هزارتا 3) بی نهایت تا 4) سواد ندارم

دوم: اسم چیزهایی که ازشان نمی ترسید را با ذکر علت بنویسید.

سوم: آرزو می کنید کدام آرزوهای چه کسانی برآورده نشود؟ با ذکر نام طرف.

چهارم: کدام بدتر است؟ مدرسه یا اوین؟

پنجم: دیشب و پس پریشب چند بار رفتید دست به آب.

این ها رو احضار می کنم:

The lonely shepherd

Osmosis Jones(چون می دونم شرکت نمی کنه حسابش نمی کنم)

قصه های عامه پسند (برای این که وبلاگشو خراب کنم دعوتش کردم)

Farbud

شهرزاد قصه گو

روسپیگری (که از بار فلسفی وبلاگش کاسته بشه)


پ.ن. با توجه به این که ممکن است برداشت دوستان از مورد پنجم بازی ها اشتباه باشد لازم دیدم توضیحی برایش بدهم: منظور این است که روی هم رفته چند بار، مثلا این طوری: دیشب 8 بار، پس پریشب 12 بار. فکر کنم دیگه همتون بدونید که شب از وقتی شروع می شه که خورشید غروب کنه.




 

designer : www.bloggeruniversity.blogspot.com